مینیمالیسم چیست و مینیمالیست کیست؟ [تماشا کنید]

0
(0)

زندگی مینیمالیسم

در طول هفته ی پیش چه کار کردید؟ آیا فقط از خواب بیدار شدید، سر کار رفتید و خسته به خانه برگشتید؟ آیا خانه ی شما پر از وسایل و اسباب بازی هایی است که حواستان را از ۵۰، ۶۰ یا ۷۰ ساعت ترسناک کاری که در هفته دارید، پرت کند؟ اگر خودتان تا الآن متوجه نشده اید، باید بدانید زندگی ای که وقف کار در ازای حقوق ماهیانه شده باشد، خوشحال کننده نیست. از آن بدتر وسایل به دردنخوری هستند که برای تحمل کردن کار می خریم. این وسایل فقط سرمان را شلوغ می کنند و اضطراب بیشتری را به ما انتقال می دهند.زمان آن رسیده است که ذهن و بدن خود را برنامه ریزی کنیم تا فرهنگ جامع استفاده از فست فود، وسایل یکبار مصرف و کلا عجله کردن را کنار بگذاریم. با استفاده از چند تکنیک ساده و کمی تلاش، می توانید با خالی کردن زندگی خود از هر چیز پوچ و به دردنخور و پرکردنش با معنی و هدف، متحول شوید.

 

 

مینیمالیست کیست و مینیمالیسم چیست؟

مینیمالیسم :ساده‌گرایی یا مینیمالیسم (به : Minimalism) یا کمینه‌گرایی یا هنر کمینه یا هنر موجز یک مکتب هنری است که اساس آثار و بیان خود را بر پایه سادگی بیان و روش‌های ساده و خالی از پیچیدگی معمول فلسفی یا شبه فلسفی بنیان گذاشته‌است.

مینیمالیست:مینی‌مالیست فردی‌ست که ساده‌ترین حالت یا حداقل میزان یا درجه از هر چیزی را ترجیح می‌دهد.

 

در این مقاله متوجه می‌شوید

چگونه خانه، ذهن و بدن خود را خلوت کنید؟

چرا نباید کلکسیون مورد علاقه ی خود یا دیگران را کنار بگذارید؟

چرا شغل ما نباید شخصیت ما را شکل دهد؟

پول و یک شغل استرس آور کلید خوشحالی نیستند!

 

با عادت به زندگی مینیمالیستی ، می توانید چیزی را که لازم ندارید رها کنید تا بر آنچه که واقعا لازم دارید تمرکز کنید

 

 

پول و یک شغل خوب باعث خوشحالی نمی‌شود!

بسیاری از افراد به امید این که یک شغل خوب داشته باشند و همه ی زندگی خود را تأمین کنند، بزرگ می شوند. از این دید، “موفقیت” واقعی به میزان خوب بودن شغل بستگی دارد که بیشتر به میزان حقوق برمی گردد. اما حقیقت این است: پول خوشبختی نمی آورد. حتی افراد پول دار هم می گویند پول بیشتر با مشکلات بیشتری همراه است؛ تا حدی که آن قدر استرس دارید که نمی توانید راحت بنشینید و غذا بخورید، پول هایتان را خرج وسایل بی معنی می کنید و مدام به آینده فکر می کنید و از زمان حال لذتی نمی برید. موفقيت اغلب با هزینه ی بسیار بزرگ دیگری همراه است: وقت بسیار کم برای افرادی که دوستشان دارید. تعداد زیادی از بچه هایی که در خانواده های موفقیت محور به دنیا می آیند، کسانی هستند که والدینشان برای بزرگ کردن آنها افرادی را استخدام می کنند تا خودشان بتوانند زمان بیشتری برای پول درآوردن صرف کنند. بنابراین، اکثرا پول خوش حالی را از افراد می گیرد.

 

مینیمالیسم سبکی است که شما را از شر چیزهای اضافه رها می‌کند و جا را برای چیزهایی باز می‌کند که واقعا مهم‌اند و به آن‌ها نیازدارید.

 

برای شروع زندگی به سبک مینیمالسيم، تمام بدهی های خود را بپردازید و اطرافتان را خلوت کنید.

اگر از خودتان بپرسید “عوامل بازدارنده ای که باعث پس رفت من شده اند، چه چیزهایی هستند؟ ممکن است جوابتان در لحظه مشخص نباشد؛ اما احتمال دارد این موارد به بدهی های پرداخت نشده ی شما مانند خریدها، رهن گذاشتن ملک و وامهای دانشجویی برگردد که تأثیر منفی روی حال شما دارند. به همین دلیل حیاتی ترین مرحله برای شروع زندگی مینیمالیست پرداخت بدهی هاست.

چیزی تخت عنوان ” بدهی خوب” وجود ندارد. به سادگی قبول کنید که تمامی بدهی ها بد هستند. زمانی که جاشوا ملبورن برای زندگی مینیمالیست آماده می شد، خرج خود را بسیار پایین آورد و دو سال پول پس انداز کرد تا بتواند همه ی بدهی های خود را تصفیه کند. این امر به معنی صد هفته ی بدون تعطیلی، بدون رستوران و بدون هیچ چیز لوکس بود؛ اماآرامشی که در نهایت بعد از پرداخت بدهی ها احساس کرد، ارزشش را داشت. از آن به بعد می توانست جوری که دوست داشت، زندگی کند.

زمانی که دارید از لحاظ مالی زندگی خود را خلوت می کنید و بدهی هایتان را می پردازید، حواستان باشد که باید اشیای بلااستفاده را هم از اطراف خود حذف کنید. اول از همه مهم است که تشخیص دهید اموال شما تعیین کننده ی شخصیت شما نیستند. در عوض باید از خودتان بپرسید که آیا این اموال به زندگی کردنتان کمک می کنند یا اینکه جلوی زندگی شما را گرفته اند.

دهها سال مادر جاشوا ملبورن چهار جعبه ی مهروموم شده در منزل داشت که هرگز آنها را باز نمی کرد. این جعبه ها شامل تمام کاغذهایی از امتحان نوشتار گرفته تا نقاشی بود که جان از زمان دبستان با خود به خانه آورده بود. ملبورن فهمید که مادرش برای نگه داشتن کودکی او این وسایل را تلنبار کرده است؛ اما مسائل محبوب و معنی دار زندگی اشیاء نیستند، بلکه خاطرات و روابط هستند. نه این که همه چیز را دور بریزید؛ اما مادر ملبورن می توانست یک نقاشی معنی دار را قاب کند و به دیوار بزند تا اینکه چهار جعبه ی مهروموم شده را نگه دارد.

با خلوت کردن زندگی، نه تنها به خود فضای فیزیکی بیشتری می دهیم، بلکه فضای ذهنی بیشتری هم برای خود فراهم می کنیم. داشتن یک عالمه وسیله که هرکدام بیش از دیگری توجه را به خود جلب می کند، به راحتی می تواند از نظر ذهنی ما را درگیر کند.

 

یک مینیمالیست فقط به دنبال نیاز‌های ضروری است.

 

مینیمالیسم در تغذیه

هیچ رژیم سخت و برنامه ی ورزشی کاهش وزنی در کار نیست. درواقع، سخت گیری بیش از حد شما را از پا می اندازد؛ اما می توانید موقتا رژیم های رایج را متوقف کنید و ذهن خود را درباره ی نحوه ی فکر کردن به بدن خود تغییر دهید. از الان به بعد به بدن خود مثل یک ماشین نگاه کنید: زمانی که به آن یک سوخت با کیفیت بدهید، باعث می شوید که بهترین عملکرد را داشته باشد. با این طرز فکر، واضح است که باید از خوراکی های ناسالمی مثل موادغذایی فرآوری شده و غذاهای آماده اجتناب کرد. این غذاها مملو از مواد افزودنی و نگه دارنده ای هستند که هیچ گونه ارزش غذایی ندارند. تنها چیزی که این مواد دارند، کالری و شکر است که برای سلامتی مضرند. مطمئنا این غذاها در لحظه بسیار خوشمزه هستند؛ اما اکثر اوقات ممکن است باعث شوند که حس خیلی بدی پس از مصرف آنها داشته باشید.

هر لذت موقتی میتواند به صدمه ای طولانی مدت برای سلامتی جسمی و حالت روحی شما منجر شود. در یک رژیم خوب و خلوت باید لبنیات و نان حذف شوند. ما انسانها خوردن گندم و شیر پاستوریزه را مدت کوتاهی از تاریخ بشریت است که شروع کرده ایم؛ فقط از زمان اختراع کشاورزی و دامداری. بدن ما هرگز برای هضم مقدار بسیار زیادی از لبنیات و نان که امروزه مصرف می کنیم، طراحی نشده است. درنتیجه، چه به گلوتن یا لاکتوز حساسیت داشته باشید چه نداشته باشید، می توانید این مواد را حذف کنید و به جای آنها مواد طبیعی مانند سبزیجات، ماهی و دانه های گیاهی مثل لوبیا و نخود را جایگزین کنید. به محض این که این تغییرات را در رژیم غذایی خود بدهید، انرژی بیشتری احساس خواهید کرد.

 

 

نگذارید شغلتان تعیین کند شما چه کسی هستید.

همان طور که دیدیم، اهمیت کنار گذاشتن این تفکر که “پول و کار مهم ترین عوامل در زندگی هستند، به اندازه ای است که باید تفکر این که “شغلمان تعیین می کند که ما چه کسی هستیم” را کنار بگذاریم. به قضیه این گونه نگاه کنید: شما شخصی پیچیده با علایق و استعدادهای متنوع هستید که بعضی از آنها پول درست می کنند و بعضی دیگر پول خرج می کنند. در نتیجه شما بسیار بیشتر از شغلتان هستید. با این وجود، ممکن است بسیار ساده در این تله بیفتید که اجازه دهید عنوان شغلی تان تعیین کند که چه کسی هستید. بسیاری از مردم شغلی در صنعت خاصی پیدا می کنند و فکر می کنند باید تا آخر عمرشان به همان صنعت بچسبند؛ اما به یاد داشته باشید، یک شغل، فقط یک شغل است.

درواقع ممکن است شغل شما مانند لنگری عمل کند که شما را از زندگی باز می دارد. به یاد داشته باشید: شغل حتی جزو پنج مسئله ی مهم زندگی هم محسوب نمی شود. این پنج مسئله شامل این موارد هستند: سلامتی شما، روابطتان، علایقتان، رشد شخصیتی و دینی که به جامعه ادا می کنید. اینها مواردی هستند که میتوانید برای اندازه گرفتن شخصیتتان استفاده کنید، نه عنوان شغلی یا مقداری که پول در می آورید.| به همین دلیل باید از سؤال “چه کار می کنید اجتناب کنید. این سؤال معمولا در ابتدای یک گفت وگو پرسیده می شود و مثل این است که مهم ترین معیار زندگی یک نفر به شمار می رود؛ ولی در واقع این سؤال نحوه ی دیگری برای پرسیدن “چقدر پول در می آورید” است. در عوض، چرا نمی پرسیم “چه هدفی دارید” یا ” به چه کاری علاقه دارید؟” و اگر کسی از شما پرسید چه کار می کنید؟” می توانید با جواب “من کارهای زیادی می کنم؛ اما در حال حاضر کاری که دوست دارم،انجام دهم باغبانی است. شما چطور؟” گفت و گو را به سمت دیگری متمایل کنید.

 

چگونه متمرکز باشیم؟ چگونه تمرکز کنیم؟
چگونه متمرکز باشیم؟ چگونه تمرکز کنیم؟

 

برای آزادی بیشتر، وابستگی خود را از پول کم کنید

یکی از اهداف اولیه ی مینیمالیسم این است که وقت کمتری از زندگی خود را برای شغلتان بگذارید. طبیعتا این به معنی پیدا کردن راهی است که بتوانید وابستگی کمتری به حقوق ماهیانه ی خود داشته باشید. راه های زیادی برای این کار وجود دارد. مثلا می توانید یاد بگیرید به جای خریدن بعضی از وسایل، خودتان آنها را درست کنید و وسایل بلااستفاده ی خانه خود را بفروشید؛ اما برنامه ریزی بعدی این است که یاد بگیرید چگونه با حقوق کم زندگی کنید.

اولین قدم این است که بودجه ی ماهیانه ای را در نظر بگیرید و از آن پیروی کنید. پس شروع به تهیه ی لیستی از نیازهای خود کنید که شامل تمامی هزینه های اصلی زندگی تان می شوند؛ مثل غذا، غذای حیوان خانگی، سوخت، برق، بیمه و هزینه های حمل ونقل. این هزینه ها موارد اصلی هستند که باید پرداخت شوند و راهی برای دور زدن آنها نیست. سپس، لیست دیگری از خواسته های خود تهیه کنید که ممکن است شامل لباس جدید و سرگرمی باشند. حالا اول هر ماه، درآمد خود را جوری قسمت کنید که به هر دو لیست برسد. برای اینکه مطمئن شوید که بودجه بندی را زیر پا نمی گذارید، می توانید آن را در دو حساب جداگانه قرار دهید.

 

 

با انجام مسئولیت‌های اجتماعی حس بهتری خواهید داشت

خب تا اینجا شما تمامی عوامل بازدارنده ی زندگی تان را از بین بردید و بالاخره از تعلقات خود آزاد شدید. تنها سؤال الآن این است: با آزادی که جدیدا به دست آورده اید، چه کار می کنید؟ مطمئنا، برنامه های جدیدی برای سلامتی، تناسب اندام و دوستان خود دارید؛ اما نمی توانید بدون هدفی بزرگ در زندگی دوام بیاورید و هدف حقیقی زمانی به دست می آید که زندگی معناداری داشته باشید که در آن بتوانید دین خود را به جامعه ادا کنید.

ممکن است فکر کنید که اهدای پول به خیریه یعنی انجام کار برای جامعه؛ اما فقط در صورتی که مستقیما درگیر این ماجرا باشید، می توانید آن را یک کار معنادار و هدفمند بنامید. مطمئنا فکر می کنید فعالیت هایی با ارزش هستند که از همه چالش برانگیزتر باشند. بعضی از فعالیتها ساده هستند، مثل کتاب خواندن در پارک و شنا کردن در استخر و چون فعالیت های ساده خوشایند هستند، خیلی هدفمند نیستند. فعالیت های چالش برانگیز از طرف دیگر ممکن است زمانی که در حال انجامشان هستیم، باعث شوند حس بدی داشته باشیم؛ اما بعدازآن حس بسیار خوبی به ما می دهند. این کارهای سخت می توانند شامل بچه دار شدن یا ساخت یک خیریه باشند؛ سختی بسیاری دارند، اما نتیجه شان باعث می شود که حس کنیم ارزشش را دارد و در نهایت به متفاوت ترین تجربیات زندگی مان تبدیل می شوند.به همین دلیل باید رویدادهایی از این قبیل را در زندگی خود جست وجو کنیم، مخصوصا اگر فقط به زندگی خود فکر نکنیم و بخواهیم نقش مفیدی برای جامعه داشته باشیم.

 

خوشبختانه، خیریه های زیادی هستند که نیاز به داوطلبانی برای انجام کارهای با ارزشی مثل ساخت خانه برای فقرا یا وقف عام ساختمان های خالی داشته باشند. این کار دشواری است؛ اما پس از اتمامش وقتی به آن فکر کنید، شديد با ارزش است. حتی میتوانید این کارها را هم سرگرم کننده انجام دهید. اگر برای نیازمند خانه ای می سازید، این امکان وجود دارد که بعضی روزها باران ببارد یا هوا سرد شود و روحیه تان را از دست بدهید؛ اما می توانید دور یکدیگر جمع شوید و شعر بخوانید. یا اینکه می توانید منبع اضطراری از شکلات داغ و کلوچه داشته باشید که در این شرایط استفاده کنید. اما برخلاف یک شغل ساده و بی دردسر اداری که ممکن است حتی متوجه نشوید کارتان چه ارزش و هدفی دارد، این دسته از کارهای سخت داوطلبانه حس هدفمندی بسیار قوی به شما می دهند که باعث می شوند روزهایتان با راحتی بیشتری بگذرد؛ فرقی ندارد شرایط چقدر بد باشد.

 

 

سخن پایانی

شما شغلتان نیستید و آن قدر که فکر می کنید، پول لازم ندارید.

می توانید زندگی تان را با کنار گذاشتن تمامی وسایلی که لازم ندارید و روابطی که جلوی پیشرفتتان را می گیرند، دوباره شروع کنید. زندگی ساده به شما کمک می کند از اول شروع کنید و طعم یک زندگی معنادار را بچشید.

از خریدهای قسطی بپرهیزید.

با کمک به جامعه به زندگی خود معنا بدهید.

 

برای درک بهتر زندگی منظم و پیاده‌سازی روش مینیمالیسم حتما دوره زیر را مشاهده کنید👇🏼

 

افزایش نظم و تمرکز
افزایش نظم و تمرکز و مینیمالیسم

میانگین امتیازها 0 / 5. تعداد امتیاز 0

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code